۱- چو ایران نباشد، تن من مباد *** بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد
مفهوم: وقتی ایران وجود نداشته باشد وجود و تن من نیز نباشد و در زمان نبودن ایران حتی یک تن نیز در این سرزمین زنده نباشد.

در میان این همه شکوه و جلال، ناگاه تاخت و تازی سهمگین از سوی باختر، آغاز گشت.
مفهوم: در میان این همه بزرگی و شکوه، ناگهان حمله ای ترس آور و خوفناک از سوی مغرب (مقدونیّه) آغاز شد.

۲- وقتی که اسکندر آهنگ ایران کرد / ۳-هر جا که شهری دید / با خاک، یکسان کرد.
مفهوم: وقتی که اسکندر مقدونی قصد حمله به ایران را کرد در سر راهش هر جا که شهری را دید آنجا را به طور کامل نابود کرد.

صفحه ۵۹ فارسی پنجم

اسب سردار با یال فروریخته و دم برافراشته، پیش از اسب های دیگر، سوار خود را به بالا می کشاند.
مفهوم: اسب آریو برزن، سردار و فرماندهی ایرانی، با موی گردنِ فروریخته اش و دم بالا برده اش جلوتر از اسب های دیگر، سوار خود را به بالا می کشاند و پیش میبرد.

من، آریو برزن / فرزند ایرانم / در آخرین سنگر / اینک تنم، جانم
مفهوم: من، آریو برزن، سردار ایرانی و فرزند میهن عزیزم ایران هستم که در آخرین سنگر زندگی ام قرار گرفته ام اکنون این تن و جان من که برای فدا کردن در راه ایران آماده است.

آیا باید تسلیم شد و چیرگی دشمن را بر خانمان دید و خواری و خفّت را به جان خرید یا جنگید و خاک وطن را از خون خود گلگون کرد؟
مفهوم: آیا باید در مقابل دشمن تسلیم شد و برتری او را بر کشور دید و تحقیر و کوچک شدن با همه ی وجود را پذیرفت، یا با دشمن جنگید و با جان فشانی و خون خود، خاک وطن را سرخ رنگ نمود.

آریو برزن با شمار اندکی از سپاهیان خود، به سپاه عظیم دشمن، یورش برد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند.
مفهوم: آریو برزن با تعداد اندکی از سپاهیانش به سپاه بزرگ دشمن حمله کرد و بسیاری از آنان را کشت.

,