معنی صفحه ۴۹ زبان انگلیسی دهم
.Practice and Read. B
بخوانید و تمرین کنید.
healthy: ۱ strong and well
سالم: (۱)قوی و خوب
He is a healthy boy.
او یک پسر سالم است.
۲ good for your body
(۲ (خوب برای بدن
A healthy breakfast can give you more energy.
یک صبحانه خوب و سالم میتواند به بدن شما انرژی بدهد.
defend: to protect someone or something from danger
The brave soldiers defended our country.
دفاع کردن: محافظت از کسی یا چیزی در برابر خطر
سربازان شجاع از کشورمان دفاع کردند.
carry: to move someone or something from one place to another
Monkeys carry their babies all day long.
حمل کردن: جابجا کردن کسی یا چیزی از جایی به جایی دیگر.
میمونها در تمام طول روز بچه هایشان را حمل میکنند.
collect: to go and get someone or something
The school bus collects the children each morning.
جمع کردن: رفتن و آوردن کسی یا چیزی
اتوبوس مدرسه هر روز صبح بچه ها را جمع میکند.
fact : things that are true or that really happened
It’s a fact that Earth goes around the Sun.
واقعیت، حقیقت: چیزهایی که راست هستند یا واقعاً اتفاق افتادهاند.
این یک واقعیت است که زمین به دور خورشید میچرخد.