جواب ایستگاه فکر صفحه ۴۳ هدیه ها چهارم
هر کاری میکردم که حواسم به درس باشد، نمیشد.
داشتم کلافه میشدم؛ پیش مادرم رفتم و گفتم: «من دیگر تحمّل ندارم! مگر با این همه سر و صدا میشود درس خواند؟ آخر این چه همسایهای است»
مادر گفت: «به جای اینکه پشت سرشان چیزی بگویی، برو درِ خانهی آنها را بزن و بگو صدای تلویزیون را کم کنند.»
گفتم: «خجالت می کشم!»
مادر گفت: «گفتن حرف حق که خجالت ندارد! با احترام و مؤدّبانه خواستهات را به آنها بگو!»
تصمیم گرفتم ….
پاسخ:
به در خانهی آن ها بروم و با احترام از آنها خواهش کنم که صدای تلویزیون خود را کم کنند تا من بتوانم با آرامش بیشتری درس بخوانم