درک متن صفحه ۵۴ نگارش پنجم با جواب

الف) متن زیر را با دقت بخوانید.
روزی روزگاری مردی زندگی میکرد که دروغگو بود. او هرجا میرفت دروغ میگفت. همیشه دوستان و نزدیکانش به او میگفتند که دست از این کار ناپسند بردارد؛ ولی او در میگفت: »کی گفته که من دروغ میگویم؟ من راستگوترین آدم دنیا هستم!« روزی در یک مهمانی که مرد دروغگو هم مهمان بود، چند دوست کنار هم نشسته بودند و از هر دری می گفتند و میشنیدند. یکی از آن میان گفت: »چند روز است که در بازار شهر زعفران زیاد و ارزان شده. هرکس زعفران نیاز دارد، بهترین وقت خرید آن است!« مرد دروغگو ناگهان گفت: »در بازار که زعفران نیست. یک مثقال هم پیدا نمیشود!« مرد زعفران فروش گفت: »مگر میشود؟ کار من زعفران فروشی است«. مرد دروغگو با تمسخر گفت: »شاید آنچه تو میفروشی زردچوبه است، نه زعفران!« زعفران فروش با ناراحتی گفت: »میخواهی بگویی من دروغگویم، من دیگر اینجا نمی مانم«.
صاحبخانه، زعفران فروش را آرام کرد. یک دفعه شخصی از میان جمع گفت: »من که میگویم هیچکس در این جمع دروغگو نیست. چون آدم دروغگو، ته کلاهش سوراخی دارد!« مرد دروغگو تا این حرف را شنید، کلاهش را از سر برداشت و مشغول نگاه کردن به آن شد. همه گرم نگاه کردن و خندیدن به او شدند. مرد دروغگو کلاه را بر سر گذاشت، در حالی که از خجالت رنگ به رو نداشت.

ب) با توجه به متن، به سؤالات زیر پاسخ دهید.
۱- چرا مرد دروغگو گفت در بازار زعفران نیست؟
جواب: او می خواست مرد زعفران فروش را به تقلب متهم کند.

۲- چرا شخصی از میان جمع گفت که هیچ کس در این جمع دروغگو نیست، چون آدم دروغگو ته کلاهش سوراخ دارد؟
جواب: چون این حرف او باعث میشد فرد دروغگو ناخودآگاه نگران سوراخ کلاه و رسوایی اش شود.

۳- چرا مرد دروغگو به سرعت کلاه را از سر برداشت و مشغول نگاه کردن به آن شد؟
جواب: زیرا خود بهتر از همه می دانست که دروغگوست و ترسید حرف آن مرد راست باشد و سوراخی در کلاهش باشد.

۴- چرا در پایان، مرد دروغگو خجالت کشید؟
جواب: زیرا همه فهمیدند که او دروغ گفته است.

پ)برای متنی که خواندید یک عنوان مناسب انتخاب کنید.
جواب: عاقبت دروغگو رسوا می شود.

,