جواب فعالیت صفحه ۱۰۴ علوم پنجم

یک داستان علمی_ تخیلی با عنوان «از ریشه تا برگ» بنویسید. برای این داستان شکل هم بکشید.
در روزگاران قدیم در یکی از روستا های پر جمعیت، گل بسیار زیبایی با رنگ های قرمز و زرد رشد کرده بود و همه زیبایی او را دوست داشتند. گل که میدید بقیه چقدر به او زیبا میگویند به خود مینازید و کاری میکرد که بقیه گل های روستا به او حسودی کنند. گذشت و گذشت تا اینکه یک روز افتاب شدیدی به روستا تابید و باغبان سریعا به پیش گل ها آمد و به ان ها آب داد تا پژمرده نشوند اما باغبان یادش رفت که به گل زیبا هم آب بدهد. همین طور که زمان میگذشت برگ ها و ریشه گل زیبا خشک تر و پژمرده تر میشد و بقیه گل ها با او قهر بودند و کمکی به او نمیکردند. گل زیبا بخاطر رفتار گذشته اش پشیمان شده بود و از همه گل ها معذرت خواهی کرد تا به اون کمک کنند وقتی گل ها به او کمک کردند او دوباره شاداب شد چون ریشه هایش آّب را به خود جذب کردند و از ساقه بالا بردند و بعد به برگ رساندند و بعد آب بالا رفت تا گل زیبای ما دوباره مثل قبلش شاداب شود.

,