بعد از مدّتی بیامد و زر طلبید، باز نیافت و با هرکس که گفت، هیچ کس درمان ندانست.
مفهوم: بعد از مدّتی آمد و طلایش را جست و جو کرد امّا پیدا نکرد و با هرکس که درباره‌ی آن سخن می گفت هیچ کس راه چاره و درمان آن را نمی دانست.

حاکم از جمله ی طبیبان شهر بپرسید:
مفهوم: حاکم از همه ی پزشکان شهر پرسید.

حاکم کس فرستاد و آن مرد را طلبید و به نرمی و درشتی زر را بِستَد و به صاحب زر، باز داد.
مفهوم: حاکم کسی را فرستاد و آن مرد را به نزد خود طلبید (خواست) و با آرامش و خشونت طلا را پس گرفت و به صاحب آن بازگرداند.

,