معنی صفحه ۵۵ زبان یازدهم
New Words & Expressions — کلمات و عبارات جدید
A. Look, Read and Practice.
نگاه کنید، بخوانید و تمرین کنید
Eating vegetables is an important part of a healthy diet.
معنی: خوردن سبزیجات یک بخش مهم یک رژیم غذایی سالم است
The doctor is listening to my grandfather’s heartbeat.
معنی: دکتر در حال گوش دادن به ضربان قلب پدربزرگم است
My uncle has high blood pressure.
معنی: عمو (دایی) من فشار خون بالا دارد
My sister measures herself every month..
معنی: خواهر من هر ماه خود را اندازهگیری میکند
معنی صفحه ۵۶ زبان یازدهم
Our neighbor had a heart attack yesterday
معنی: همسایهٔ ما دیروز یک حملهٔ قلبی داشت
One serving of rice is not enough for them.
معنی: یک پرس برنج برای آنها کافی نیست
Smoking is harmful to everyone.
معنی: سیگار کشیدن برای همه مضر است
Arash has a bad eating habit.
معنی: آرش عادت غذایی بدی دارد
Today, addiction to technology is a big problem.
معنی: امروزه، اعتیاد به فناوری مشکل بزرگی است
معنی صفحه ۵۷ زبان یازدهم
B. Read and Practice.
بخوانید و تمرین کنید.
physical: relating to the body; Swimming is a physical sport.
جسمانی: وابسته به بدن؛ شنا یک ورزش جسمانی است.
calm: without worry; My teacher has a very calm manner.
آرام: بدون نگرانی؛ معلم من رفتار بسیار آرامی دارد.
balanced: with all parts existing in the correct amounts; A balanced diet contains lots of fruits and green vegetables.
متعادل (متوازن): با تمام قسمتهای موجود در مقادیر صحیح؛ یک رژیم متعادل شامل میوهها و سبزیجات فراوانی است.
recent: happening or starting a short time ago; The price of bananas has increased in recent weeks.
تازه (اخیر): رخ دادن یا شروع شدن در زمان کمی قبلتر؛ قیمت موزها در هفتههای اخیر افزایش یافته است.
emotional: relating to the emotions; Her doctor said the problem was more emotional than physical.
احساسی: وابسته با احساسات؛ دکتر او گفت مشکل بیشتر احساسی بود تا جسمانی.
prevent: to stop something from happening; Daily exercise can prevent diseases.
جلوگیری کردن: مانع رخداد چیزی شدن؛ تمرینهای روزانه میتواند از بیماریها جلوگیری کند.
relationship: the way in which two or more people feel and behave towards each other. She has a very good relationship with her aunt.
خویشاوندی (رابطه): روندی که در آن دو فرد یا افراد بیشتری نسبت به هم احساس و با یکدیگر تعامل دارند؛ او رابطهٔ بسیار خوبی با عمهاش دارد.